نوشتن دیدگاه

مصاحبه مهرداد نصرتی(مهرشاعر) با فارس نیوز در مورد کتاب زرندیه

برنده جایزه باستانی‌پاریزی:

زرندیه تشت رسوایی مسؤولان خائن به بیت‌المال است

به گزارش خبرگزاری فارس از کرمان، مهرداد نصرتی متخلص به مهر شاعر، نویسنده، شاعر، پژوهشگر و نظریه‎پرداز ادبی است که دکترای زبان و ادبیات فارسی را در دانشگاه یزد خوانده و اکنون به عنوان مدرس مدعو در همان دانشگاه مشغول به تدریس است.

وی از سال 1391 به این سو، نظریه منتقد اولیه و روش خودانتقادی ادبی را طی سخنرانی­‎هایی در دانشگاه‎ها و به ویژه کنگره‎های بین‌المللی از جمله یازدهمین همایش بین‎المللی انجمن ترویج زبان و ادبیات «دانشگاه رشت» و کنگره بین‎المللی زبان و ادبیات «مشهد مقدس» مطرح کرده است.

اینک کتاب جدید او «زرندیه، طنزنامه موفق‎السلطان» موفق شده است، نشان و جایزه باستانی‎پاریزی را در بخش مردم‎شناسی دریافت کند، بر همین اساس ایشان در مصاحبه‎ای تفصیلی به این اثر ادبی خود پرداختند.

فارس: لطفاً ما را بیشتر با آثار خود آشنا کنید.

نصرتی: در واقع زرندیه نوزدهمین کتاب بنده است، پیش از این آثاری مانند مجموعه شعرهای تیه، شب بخیر فیلسوف، دنیای عروسک‎ها، ارابه‎های دیوانه و آثار نثری مانند «مقدمات فرانقد ادبی «جایزه بخش نقد و پژوهش کنگره بین‎المللی فجر را دریافت کرد».

شگردهای ادبیات مناظره که مطالعه‎ای بین رشته‎ای در ادبیات، زبان‎شناسی، روانشناسی و منطق است و به خواننده کمک می‎کند تا در مناظره‎ها پیروز میدان باشد، خاطرات دنیای دیگر، تلمود و دشمنی یهود، مرض‎نامه که مطالعه‎ای انتقادی در زبان و ادبیات فارسی است، رهنمودهای ولایی در شعر و شاعری را که نظرات و آرا حضرت امام خامنه‎ای در باب ادبیات است، تألیف کرده‎ام.

علاوه بر اینها و مقالات علمی، پژوهشی و همایشی، بیستمین کتاب بنده با عنوان «دیوان قاسم دیوانه، اشعار ملا محمدقاسم مشهدی» اخیراَ مجوز انتشار دریافت کرده که به‎زودی ان‎شاءالله توسط انتشارات فرهنگ عامه منتشر و در اختیار خوانندگان قرار می‎گیرد.

قاسم دیوانه شاگرد مستقیم صائب تبریزی و استاد بیدل دهلوی است، این فرد به اندازه‎ای خوب به سبک هندی شعر سروده است که برای خود من جای تعجب دارد که چرا تاکنون در سرزمین خود غریب مانده است.

فارس: در مورد کتاب زرندیه صحبت کنید. گویا طنز است؟

نصرتی: بله، طنز موقعیت؛ می‎دانیم که در قرن سیزدهم کشت تریاک که انجام می‎شد، مأمورانی موظف به ضبط آن بودند تا تحت نظارت مثلاً بین سالخوردگان توزیع شود.

زرندیه داستان نظارت دو نفر از مأموران مبارزه با شیرۀ تریاک، کشت خشخاش و نیز ضبط مالیات به نام‎های حشمت‎السلطان قلعه‎عسکری و میرزا محمّدخان در زرند کرمان به سال 1303 است.

این دو نفر در ادامه داستان به توافق می‎رسند که یک چهارم مبلغ دریافتی را به دولت و سه قسمت دیگر را هم بین خود تقسیم کنند.

البته ماجرا به این ختم نمی‌شود، زیرا طلبکاران دیگری هم از راه می‌رسند، آن قدر دزد و شاه‎دزد پیدا می‎شود که واقعاً ماجرای خنده‎داری را به وجود می‎آورند.

جالب اینکه میان این همه دزد یکی پیدا می‎شود که اهل دزدی نبوده، اما از آن جا که دستش به جایی نمی‎رسید، ناچار می‎شود که در یک فرصت مناسب، تریاک‎ها و پول‎هایی را که داشت از بیت‎المال به جیب آقایان می‎رفت، جایی در خانه‎اش پنهان کند.

زمامدار مالیه ایران هم ایرانی نبود، بلکه یک مستشار آمریکایی به نام میلیسپو بود و پیشکار کرمان هم توسط او بر کرسی نشسته بود.

باید هم ظاهر امر را حفظ می‎کردند و هم بی‎نصیب نمی‎ماندند، آخر وقتی باید بیت‎المال را از دست امین مالیه پنهان کرد دیگر به چه کسی می‎شود، اعتماد کرد؟

هنگامی که مسؤولانی با شور و مشورت به این نتیجه می‎رسند که بیت‎المال را به صورت عادلانه چهار بخش کنند و یک بخش را به دولت بدهند و سه بخش دیگر را برادروار بین خود قسمت کنند به چه کسی می‎شود، شکایت برد؟

جالب اینکه هر کدام هم که به مأموریت و برای جلوگیری از دزدی قبلی‎ها فرستاده می‎شود، اول داد و فریاد راه می‎اندازد که من مو را از ماست بیرون می‎کشم، اما همین که چشمش به محصولات و پول‎ها می‎افتد، عقل معاش بر وی غالب می‎شود و در نهایت به سهم خود رضایت می‎دهد که بستاند و پی کار خود برود.

مثلاً وقتی یک جندقی‎نامی که از مأموران سابق اداره مالیه کرمان و از وکلای رسمی عدلیه آن زمان بوده به زرند اعزام می‎شود تا جلوی دزدی‎هایی را که دیگر سر و صدای آن بیش از حد بلند شده است، بگیرد از سوی پیشکار تصمیم می‎گیرند، یکی دیگر را بفرستند تا جانشین او شود.

طبق اسناد کتاب «جندقی با یک شیوه عاقلانه مقداری شیره تریاک از چنگ مختلسان بیرون آورد و قصد داشت به اداره مالیه بفرستد که خدمت خود را بروز داده باشد».

یا در جایی از اثر کسی به نام میرزا فتح‎الله‎ خان «رئیس تفتیش» را به سراغ مأمورانی می‎فرستند که برای خود یک سازمان دزدپرور ضبط تریاک در زرند تشکیل داده‎اند.

وی در بدو ورود بسیار با خشونت و تندی با مأموران رفتار کرده و فشار زیادی به آن‎ها وارد می‎آورد، به‎طوری‎ که بیچاره امین مالیه مجبور به خوردن تریاک و انتحار خود می‎شود تا جان خود را از فشار رئیس تفتیش خلاص کرده و به جان‎آفرین بسپارد و مصلحان خیراندیش مسبوق شده در صدد معالجه و جلوگیری برمی‎آیند.

جالب‎تر اینکه خود میرزا فتح‎الله خان کم‎کم وارد کار و عملیات می‎شود، می‎بیند که تریاک‎های زرند خیلی خوش‎رنگ و دلربا هستند و یک حال جذابیتی دارند که گذشتن از آن‎ها کار مشکلی است.

او با خود می‎گوید «ای مرد عاقل مبادا قافیه را از دست داده در خیال خدمت به دولت باشی که عقلا گفته‎اند: وقت را غنیمت دان، آن‎قدر که بتوانی».

موفق‎السلطان که سابقه منشی‎گری و ظاهراً خط خوبی هم داشته، این ماجراها را با زبان شعری و به سبک موش و گربه عبید زاکانی بسیار خوش و دلنشین به رشته نظم درآورده است که خواندن آن را به تمام علاقمندان تاریخ و ادبیات شیرین فارسی توصیه می‎کنم.

فارس: خلاصه ماجرا را گفتید، آیا این ماجرا پیامی هم برای ما دارد؟

نصرتی: گرچه خلاصه کردن یک اثر ادبی در یک یا چند جمله کار درستی نیست و از ارزش آن می‎کاهد، اما پیام این اثر شاید در بدو امر این باشد که اگر به کسی اعتماد شد و کلید اداره اموری را به او دادند و خیانت کرد، بداند که نه دیر، بلکه بسیار زود، تشت رسوایی‎اش از بام آویخته می‎شود.

ببینید از وقوع این داستان مگر چقدر گذشته است؟ اما ما امروز داریم در مورد طنزنامه‎ای حرف می‎زنیم که سرنوشت آنها را بیان می‎کند.

بسیار امیدوارم که ماجرای زرندیه درس عبرتی باشد برای فرد یا افرادی که قصد تصاحب بیت‎المال را دارند.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *