1 دیدگاه

غزل: اعتراف

غزل معتاد سروده دکتر مهرداد نصرتی (مهرشاعر) sonnet: Addicted by: Dr. Mehrdad Nosrati Mehreshaer

غزل: اعتراف، سرایش: دکتر مهرداد نصرتی (مهرشاعر) sonnet: Addicted by: Dr. Mehrdad Nosrati Mehreshaer


اعتراف

وقتش که شد تمام تنش درد می­کند

وقتش که شد تنش عرق سرد می­کند

هی پلک­هاش می­پرد و اشک می­زند

رنگش به مرده می­زند و زرد می­کند

نه خواب می­رود، نه توانی که پا شود

لعنت به هرچه بخت بر او کرد، می­کند

گیرم که پا شود، سر او گیج می­رود

هی می­رود، دوباره عقب­گرد می­کند

تو دیر می­کنی، به همه گیر می­دهد

درگیر می­شود، ول و ولگرد می­شود

تو دیر می­کنی، نفسش گیر می­کند

تو پیر می­کنی­­ش دلش سرد می­شود

که گفته شهر من به تو معتاد نیست، هست

این اعتراف تلخ تو را مرد می­کند

این شهر باخته  است، خودش را، ولی هنوز

نفرین به تاس و تختۀ این نرد می­کند

***

برگرد، من که هیچ، ولی شهر عاشق است

طاقت نیاورد همه را طرد می­کند

مهرداد نصرتی(مهرشاعر)

 

 

1 دیدگاه در “غزل: اعتراف

  1. SepasgozarGhashang bood.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *