سال بعد، سال بد

سال نو آمد دعای یا مقلب خوانده ایم

یا محول خوانده، در کار مدبر مانده ایم

یا مقلب! یا محول! یا مدبر! چاره کن

بندهای رنج مردم را خدایا پاره کن

آرزوی من برای مردمم یُسرست و بس

لیکن آسایش که یُسرست از پس عُسرست و بس

گرچه علم غیب تنها نزد باری بوده است

صد نشان دارد که پیش رو چه کاری بوده است

گفته بودیم و شما دیدید آنچه حال بود

سال قبلی یادتان باشد پر از زلزال بود

بر همان منوال سالی سخت پیش روست باز

نه همان منوال که احوال، جنگی خوست باز

سال سختی پیش روی مردم و حکام ماست

این کشاکش سرنوشت محکم ایام ماست

می رسد رقص خر دجال پیشاپیش خلق

پشت او جادوگر و رمال، پیشاپیش خلق

دشمن فرصت غنیمتدان تهاجم می کند

آنچه باقی مانده از دخل شما گم می کند

گرچه شب از پیش بر این آسمان مستولی است

بودن خورشید ایمان دفع دل مشغولی است

ما منجم نیستیم عقل است می داند رصد

عقل می گوید شب از خورشید خالی می شود

عقل می گوید که بی عقلان نمی خوانند حکم

آیه “شنان قومٍ” را نمی دانند حکم

عده ای بد کرده اند اینجا به نام دین اگر

بلخ و آهنگر کجا؟ مسگر کجا؟ و شوشتر؟

گر به نام دین ستم کرده کسی، این جرم اوست

تو ستمکاری نکن با نام او در حق دوست

انتقام از دین نگیرید آی مردم! این خطاست

عامل زلزال اصلی می شود، این در قضاست

الحذر این فتنه ابلیس را باطل کنید

با خدا و دین نجنگید آی مردم ول کنید

مهرداد نصرتی مهرشاعر