mehreshaer

غزل: بی بی ام را بدهی شام تو ارزانی تو

ما و ترس از تو و این پوچ کُری خوانی تو خندا دارست و شود مضحکه ثانی تو کارگردان نمایش چو نفهمیدی کیست غرّگی چیست بر این صحنه نگردانی تو من دفاع از حرم بی بی خود کردم و بس کی دفاعی بکنیم از تو و نادانی تو حرف آخر بشنو، پشت سرم حرف نزن […]

الفیه شلفیه

الفیه خوان شلفیه خوان رفتم سوی اهل سخن شاعر جماعت با تعجب خیره مانده سوی من آن جانب  اهل شعر ناب این جانب آیینی سرا در هم کشیده اخمها موج نو و موج کهن شیخ هجا و هزل و هجو استادِ الفاظ رکیک از دیدن این ماجرا انگشت مانده در دهن هر ناسزا دانست را […]

فرار مغزها، یا فرار از بیمغزها؟!

فرار مغزها یا فرار از بیمغزها -اجازه استاد! یعنی باز هم فرار مغزها؟ – نه پسرم! این فرار مغزها نیست، حداقل این یکی نیست. این مطمئناً  فرار از بیمغزهاست. – فهمیدم استاد. ممنون. بیش از سی سال شاعری کرده، درس شاعری خوانده و درس شاعری داده، بیش از بیست کتاب نوشته، تعدادی چاپ شده، تعدادی […]

جشن تولدت باشه…

بسم الله جشن تولدت باشه… آهای شما عاشقایی که دلهای خراب دارین یه قصه گوی شهرزاد، بجای قرص خواب دارین آهای! شما جوونایی که دلهای کباب دارین هزارتا دوست خوب و بد، سر حساب کتاب دارین سوالی دارم ازتون، اگه حال جواب دارین *** شب تولدت باشه، واست تولد بگیرن پولدارای فامیل برات، طاووس و […]

خبر خوش: آموزش نقد ادبی

بنام خداوند جان و خرد سلام بنا به درخواست برخی بزرگواران که تقاضای ادامه مباحث حضوری نقد ادبی(در فرهنگسرای کوثر ) را داشته و دارند، و از آنجا که(بعلت ساعات کلاس دانشگاهها و سایر فعالیتهای ادبی و غیره) امکان حضور مرتب بنده در فرهنگسراها فراهم نیست، سلسه مباحث نقد ادبی انشاء الله بزودی و به […]

سال بعد، سال بد

سال نو آمد دعای یا مقلب خوانده ایم یا محول خوانده، در کار مدبر مانده ایم یا مقلب! یا محول! یا مدبر! چاره کن بندهای رنج مردم را خدایا پاره کن آرزوی من برای مردمم یُسرست و بس لیکن آسایش که یُسرست از پس عُسرست و بس گرچه علم غیب تنها نزد باری بوده است […]

تقدیم به شهید حججی: فقط یک حرف

تقدیم به محسن حججی فقط یک حرف تقدیم به شهید محسن حججی مهرداد نصرتی مهرشاعر ——————————————- با چشمهایش یک نگاه انداخت بر دوربین، نه بلکه بر انسان بر تو مخاطب! بر من شاعر بر من، بله بر تو، به هر انسان *** چیزی میان چشم هایش بود یک حرف ناگفته فقط یک حرف حرفی که […]

داعش بازی

به خانه نفوذ ترک و تازی ممنوع داعش سازی و فرقه سازی ممنوع آن دست درازی به خودت سیلی زد همسایه شدی ترقه بازی ممنوع (شعر: مهرداد نصرتی، مهرشاعر)

مسافر پگاه

در آن شبی که خوبتر است از هزار ماه خورشید قصد کرد به دیدار روی ماه صد طاق نصرت است سر راهش از شهاب با خیلی از ستاره چراغانی است راه اینک مسافری سوی مقصد روانه بود جا میگذاشت غربت خود را در ایستگاه هرچه فرشته منتظرش مانده اند و نیست وقتی که باز قصه […]

آتش به اختیار

ای آنکه بطن حرف شما را به خرج نیست نفست هر آنچه خواست در آن حکم درج نیست با آن سخن به واقع به تو نظم یاد داد آتش به اختیار کد هرج و مرج نیست (مهرداد نصرتی مهرشاعر)