تقدیم به شهید حججی: فقط یک حرف

تقدیم به محسن حججی

فقط یک حرف
تقدیم به شهید محسن حججی
مهرداد نصرتی مهرشاعر
——————————————-
با چشمهایش یک نگاه انداخت
بر دوربین، نه بلکه بر انسان
بر تو مخاطب! بر من شاعر
بر من، بله بر تو، به هر انسان
***
چیزی میان چشم هایش بود
یک حرف ناگفته فقط یک حرف
حرفی که می گویند و باید دید
آنچه به ما گفته فقط یک حرف
***
او گفت من دیدم تو خواهی دید
من شاهدم تو نیز شاهد باش
غیر از شهادت نیست کار عشق
از آن نکن پرهیز شاهد باش
***
وقتی که آن جلاد نتوانست
از روبرو سر را جدا سازد
رفت از قفا تا مرغ بسمل را
از آن قفس از تن رها سازد
***
گفتم مبارک باد این عشق است
او مثل معشوقش شهادت یافت
خود را شبیه حضرت او کرد
عاشق به معشوقش شباهت یافت
***
گفتم مبارک باد پیروزیت
پاینده بر لبهای تو خنده است
آن حلقه گل دور حلق تو
سرخ است و می جوشد چه تابنده است
***
شاید خدا رحمی به ما با ما هم کرد
دل دادگی شرط است و تقدیر است
شاید توانستیم و دل دادیم
فعلا که دل در گل زمین گیر است
***
دست دعا بردار ای سردار
بی سر دعا بهتر قبول افتد
شاید خدا رحمی کند بر ما
این شعر و این دفتر قبول افتد

 

داعش بازی

به خانه نفوذ ترک و تازی ممنوع

داعش سازی و فرقه سازی ممنوع

آن دست درازی به خودت سیلی زد

همسایه شدی ترقه بازی ممنوع

(شعر: مهرداد نصرتی، مهرشاعر)

مسافر پگاه

در آن شبی که خوبتر است از هزار ماه

خورشید قصد کرد به دیدار روی ماه

صد طاق نصرت است سر راهش از شهاب

با خیلی از ستاره چراغانی است راه

اینک مسافری سوی مقصد روانه بود

جا میگذاشت غربت خود را در ایستگاه

هرچه فرشته منتظرش مانده اند و نیست

وقتی که باز قصه بگوید برای چاه

از مردمی فریفته دل مردمی تباه

از کوفه دروغ از آن شهر روسیاه

دل کنده بود از همه چیز از هر آنچه بود

از نخل های خلوت و از چاه بی پناه

بدورد! ای  غریبی محراب! ماذنه!

بدورد! های بانگ اذان در میان آه

بدورد گفت عشق و به جز دل نمی شنید

بدورد گفت خامش، با گردش نگاه

شش سوی خانه، سوره اسراء بخوان، که هست

معراج اسم اعظم از آن خانه در پگاه

مسافر پگاه(شاعر: مهرداد نصرتی مهرشاعر)

 

نوشتن دیدگاه

آتش به اختیار

ای آنکه بطن حرف شما را به خرج نیست

نفست هر آنچه خواست در آن حکم درج نیست

با آن سخن به واقع به تو نظم یاد داد

آتش به اختیار کد هرج و مرج نیست

(مهرداد نصرتی مهرشاعر)

نوشتن دیدگاه

انتخابات شورای شهر

سلام بر همه شما بزرگوارانی که به این دوستدار و خدمتگزار فرهنگ و دانش آموز نوپای ادبیات لطف دارید و اخبار بنده را از طریق این سایت پیگیری میکنید. با توجه به برخی مسائل و به جهت روشن بودن موضع، صراحتا عرض میکنم که: در انتخابات شوراهای شهر و روستای سال 1396،بنده مهرداد نصرتی(مهرشاعر)  از هیچ کاندیدای خاصی حمایت نمیکنم و برای همه خدمتگزاران به ایران عزیز، آرزوی توفیق و سعادتمندی دنیا و آخرت دارم. با کمال احترام: مهرداد نصرتی(مهرشاعر)

نوشتن دیدگاه

سالهای زلزله

سال مقارنات خراب و خرابتر

رنج از تحملش بشود بی ثوابتر

سیمرغ زال زابلی اش را که باز برد

عثمانیان شوند خود افراسیابتر

آنک زمین که قی کند امواج کینه را

البرز از خزر شده پر اضطرابتر

این سالها که سال پر از مرگ و حادثه است

آن دل کشد عذاب که باشد مذابتر

در سالهای زلزله های مهیب قرن

یک عده خواب مانده و یک عده خوابتر

در پاسخ به اینکه چه اندیشه کرده اید

اهل سیاست از همه کس بی جوابتر

افیون پول و کرسی و قدرت به مغزشان

کرده حساب آخرشان بی حسابتر

این بین مردمی که به اعجاز زنده اند

دل خوش به مرگ زودتر و کم عذابتر

هشدار آخرست، اگر گوش و هوش هست

تا چاره باقی است هنوز ای جنابتر

اینک زبان و قافیه از دست می روند

تا معنی سخن کند او را مجابتر

الالکل امه اجل؟  فاذا جاء

یستخرون ساعته امری محالتر

یک عده باقی اند که منقاد حق شوند

احقاق حق کنند به طرزی صوابتر

دریاب وقت را به فرمان شتاب کن

دیر است دیر ای ز همه نکته یابتر

نوشتن دیدگاه

خداحافظی با صاحب کفش های مکاشفه

وداع با مرحوم احمد عزیزی شاعر مثنوی های خاطره انگیز

نکته: 15 اسفند 1386 دچار عارضه کاهش سطح هوشیاری شد و “دقیقا” نه 9 سال بعد، جسم را رها کرد و به اوج هوشیاری رسید. روانش در شادی ابدی باد همراه با دوستان او از ائمه اطهار که همواره شاعر ایشان بود.

نوشتن دیدگاه

نقاشی ترنم 6 ساله برای آتش نشانان پلاسکو


plasco taranom

این نقاشی را ترنم شش ساله تحت تاثیر اخبار حادثه پلاسکو و فعالیت آتش نشانان و نیروهای امدادی کشیده است. کاش وقتی با آب و تاب برایم توضیح می داد که در نقاشی اش چه چیزهایی را آورده است، می دیدید و می شنیدید. تعجب است کودکی اینگونه تحت تاثیر چنین حادثه ای قرار می گیرد و عده ای همچنان تلاش می کنند از این آب گل آلود، ماهی های سیاسی و اقتصادی خود را بگیرند. کاش به قدر ترنم در وجود اینها غیرت بود. همین.

نوشتن دیدگاه

تسلیت در گذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی، به نمایندگی جمعی از شعرا، نویسندگان و پژوهشگران ایران

با سلام.

در گذشت یار امام(ره) و رهبری(مد) را به رهبر انقلاب، خانواده هاشمی و مردم ادیب پرور ایران تسلیت عرض می کنم. امید است خداوند متعال حسنات ایشان را بپذیرد و از جرائم اعمال همه ما بگذرد و چنانکه خود وعده داده است، همه ما را به مقیاس بهترین عمل مان محاسبه کند.

باری، عمر در گذر است و شعرا، گویی از چشمان تاریخ به جهان می نگرند و می بینند که چگونه لحظات و حوادث یکی پس از دیگری از مقابل ما میگذرند. شاعر می بیند و با درونیات خویش می آمیزد و بر صفحه کاغذ می نگارد و نویسنده و شاعر را از آنکه شاهد بی آزاری باشد، چاره ای نیست.

امید است جامعه بزرگ و موثر شاعران و نویسندگان و پژوهشگران، از هر مسلکی و مرامی و اندیشه ای که هستند، با حضور خود در مراسم به خاکسپاری آن تلاش گر خستگی ناپذیر حاضر شوند و با خلوص نیت و مهربانی همیشگی خود، برای عاقبت امر آیت الله درگذشته، دعای خیر کنند. آمین

دکتر مهرداد نصرتی(مهرشاعر) به نمایندگی جمعی از شعرا، نویسندگان و پژوهشگران ادبی ایران

 

خاکسپاری هاشم رفسنجانی

خاکسپاری هاشم رفسنجانی

نوشتن دیدگاه

مصاحبه مهرداد نصرتی(مهرشاعر) با فارس نیوز در مورد کتاب زرندیه

برنده جایزه باستانی‌پاریزی:

زرندیه تشت رسوایی مسؤولان خائن به بیت‌المال است

به گزارش خبرگزاری فارس از کرمان، مهرداد نصرتی متخلص به مهر شاعر، نویسنده، شاعر، پژوهشگر و نظریه‎پرداز ادبی است که دکترای زبان و ادبیات فارسی را در دانشگاه یزد خوانده و اکنون به عنوان مدرس مدعو در همان دانشگاه مشغول به تدریس است.

وی از سال 1391 به این سو، نظریه منتقد اولیه و روش خودانتقادی ادبی را طی سخنرانی­‎هایی در دانشگاه‎ها و به ویژه کنگره‎های بین‌المللی از جمله یازدهمین همایش بین‎المللی انجمن ترویج زبان و ادبیات «دانشگاه رشت» و کنگره بین‎المللی زبان و ادبیات «مشهد مقدس» مطرح کرده است.

اینک کتاب جدید او «زرندیه، طنزنامه موفق‎السلطان» موفق شده است، نشان و جایزه باستانی‎پاریزی را در بخش مردم‎شناسی دریافت کند، بر همین اساس ایشان در مصاحبه‎ای تفصیلی به این اثر ادبی خود پرداختند.

فارس: لطفاً ما را بیشتر با آثار خود آشنا کنید.

نصرتی: در واقع زرندیه نوزدهمین کتاب بنده است، پیش از این آثاری مانند مجموعه شعرهای تیه، شب بخیر فیلسوف، دنیای عروسک‎ها، ارابه‎های دیوانه و آثار نثری مانند «مقدمات فرانقد ادبی «جایزه بخش نقد و پژوهش کنگره بین‎المللی فجر را دریافت کرد».

شگردهای ادبیات مناظره که مطالعه‎ای بین رشته‎ای در ادبیات، زبان‎شناسی، روانشناسی و منطق است و به خواننده کمک می‎کند تا در مناظره‎ها پیروز میدان باشد، خاطرات دنیای دیگر، تلمود و دشمنی یهود، مرض‎نامه که مطالعه‎ای انتقادی در زبان و ادبیات فارسی است، رهنمودهای ولایی در شعر و شاعری را که نظرات و آرا حضرت امام خامنه‎ای در باب ادبیات است، تألیف کرده‎ام.

علاوه بر اینها و مقالات علمی، پژوهشی و همایشی، بیستمین کتاب بنده با عنوان «دیوان قاسم دیوانه، اشعار ملا محمدقاسم مشهدی» اخیراَ مجوز انتشار دریافت کرده که به‎زودی ان‎شاءالله توسط انتشارات فرهنگ عامه منتشر و در اختیار خوانندگان قرار می‎گیرد.

قاسم دیوانه شاگرد مستقیم صائب تبریزی و استاد بیدل دهلوی است، این فرد به اندازه‎ای خوب به سبک هندی شعر سروده است که برای خود من جای تعجب دارد که چرا تاکنون در سرزمین خود غریب مانده است.

فارس: در مورد کتاب زرندیه صحبت کنید. گویا طنز است؟

نصرتی: بله، طنز موقعیت؛ می‎دانیم که در قرن سیزدهم کشت تریاک که انجام می‎شد، مأمورانی موظف به ضبط آن بودند تا تحت نظارت مثلاً بین سالخوردگان توزیع شود.

زرندیه داستان نظارت دو نفر از مأموران مبارزه با شیرۀ تریاک، کشت خشخاش و نیز ضبط مالیات به نام‎های حشمت‎السلطان قلعه‎عسکری و میرزا محمّدخان در زرند کرمان به سال 1303 است.

این دو نفر در ادامه داستان به توافق می‎رسند که یک چهارم مبلغ دریافتی را به دولت و سه قسمت دیگر را هم بین خود تقسیم کنند.

البته ماجرا به این ختم نمی‌شود، زیرا طلبکاران دیگری هم از راه می‌رسند، آن قدر دزد و شاه‎دزد پیدا می‎شود که واقعاً ماجرای خنده‎داری را به وجود می‎آورند.

جالب اینکه میان این همه دزد یکی پیدا می‎شود که اهل دزدی نبوده، اما از آن جا که دستش به جایی نمی‎رسید، ناچار می‎شود که در یک فرصت مناسب، تریاک‎ها و پول‎هایی را که داشت از بیت‎المال به جیب آقایان می‎رفت، جایی در خانه‎اش پنهان کند.

زمامدار مالیه ایران هم ایرانی نبود، بلکه یک مستشار آمریکایی به نام میلیسپو بود و پیشکار کرمان هم توسط او بر کرسی نشسته بود.

باید هم ظاهر امر را حفظ می‎کردند و هم بی‎نصیب نمی‎ماندند، آخر وقتی باید بیت‎المال را از دست امین مالیه پنهان کرد دیگر به چه کسی می‎شود، اعتماد کرد؟

هنگامی که مسؤولانی با شور و مشورت به این نتیجه می‎رسند که بیت‎المال را به صورت عادلانه چهار بخش کنند و یک بخش را به دولت بدهند و سه بخش دیگر را برادروار بین خود قسمت کنند به چه کسی می‎شود، شکایت برد؟

جالب اینکه هر کدام هم که به مأموریت و برای جلوگیری از دزدی قبلی‎ها فرستاده می‎شود، اول داد و فریاد راه می‎اندازد که من مو را از ماست بیرون می‎کشم، اما همین که چشمش به محصولات و پول‎ها می‎افتد، عقل معاش بر وی غالب می‎شود و در نهایت به سهم خود رضایت می‎دهد که بستاند و پی کار خود برود.

مثلاً وقتی یک جندقی‎نامی که از مأموران سابق اداره مالیه کرمان و از وکلای رسمی عدلیه آن زمان بوده به زرند اعزام می‎شود تا جلوی دزدی‎هایی را که دیگر سر و صدای آن بیش از حد بلند شده است، بگیرد از سوی پیشکار تصمیم می‎گیرند، یکی دیگر را بفرستند تا جانشین او شود.

طبق اسناد کتاب «جندقی با یک شیوه عاقلانه مقداری شیره تریاک از چنگ مختلسان بیرون آورد و قصد داشت به اداره مالیه بفرستد که خدمت خود را بروز داده باشد».

یا در جایی از اثر کسی به نام میرزا فتح‎الله‎ خان «رئیس تفتیش» را به سراغ مأمورانی می‎فرستند که برای خود یک سازمان دزدپرور ضبط تریاک در زرند تشکیل داده‎اند.

وی در بدو ورود بسیار با خشونت و تندی با مأموران رفتار کرده و فشار زیادی به آن‎ها وارد می‎آورد، به‎طوری‎ که بیچاره امین مالیه مجبور به خوردن تریاک و انتحار خود می‎شود تا جان خود را از فشار رئیس تفتیش خلاص کرده و به جان‎آفرین بسپارد و مصلحان خیراندیش مسبوق شده در صدد معالجه و جلوگیری برمی‎آیند.

جالب‎تر اینکه خود میرزا فتح‎الله خان کم‎کم وارد کار و عملیات می‎شود، می‎بیند که تریاک‎های زرند خیلی خوش‎رنگ و دلربا هستند و یک حال جذابیتی دارند که گذشتن از آن‎ها کار مشکلی است.

او با خود می‎گوید «ای مرد عاقل مبادا قافیه را از دست داده در خیال خدمت به دولت باشی که عقلا گفته‎اند: وقت را غنیمت دان، آن‎قدر که بتوانی».

موفق‎السلطان که سابقه منشی‎گری و ظاهراً خط خوبی هم داشته، این ماجراها را با زبان شعری و به سبک موش و گربه عبید زاکانی بسیار خوش و دلنشین به رشته نظم درآورده است که خواندن آن را به تمام علاقمندان تاریخ و ادبیات شیرین فارسی توصیه می‎کنم.

فارس: خلاصه ماجرا را گفتید، آیا این ماجرا پیامی هم برای ما دارد؟

نصرتی: گرچه خلاصه کردن یک اثر ادبی در یک یا چند جمله کار درستی نیست و از ارزش آن می‎کاهد، اما پیام این اثر شاید در بدو امر این باشد که اگر به کسی اعتماد شد و کلید اداره اموری را به او دادند و خیانت کرد، بداند که نه دیر، بلکه بسیار زود، تشت رسوایی‎اش از بام آویخته می‎شود.

ببینید از وقوع این داستان مگر چقدر گذشته است؟ اما ما امروز داریم در مورد طنزنامه‎ای حرف می‎زنیم که سرنوشت آنها را بیان می‎کند.

بسیار امیدوارم که ماجرای زرندیه درس عبرتی باشد برای فرد یا افرادی که قصد تصاحب بیت‎المال را دارند.